دانلود اهنگ محسن ابراهیم زاده تب

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. انتشار گردید.

دانلود اهنگ محسن ابراهیم زاده تب

در این پست می توانید آهنگ محسن ابراهیم زاده تب را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود اهنگ محسن ابراهیم زاده تب

Download New Song By Mohsen EbrahimZade Called Tab

خواننده نام آهنگ تنظیم دسته بندی
محسن ابراهیم زاده تب مصطفی مومنی آهنگ عاشقانه

 

دانلود اهنگ محسن ابراهیم زاده تب

چگونه سختی ها را تحمل کنیم؟ ۱۰ راز تحمل مشکلات سخت


success

چگونه مشکلات زندگی را پشت سر بگذاریم؟

مطمئناً زندگی همه فرازهای فوق‌العاده عالی و نشیب‌هایی ناراحت‌کننده دارد اما اینکه چطور با آنها برخورد کنید از اهمیت بسیاری برخوردار است. قصد داریم بهترین راه‌های کنار آمدن با زمان‌های خوب و بد زندگی را به شما معرفی کنیم.

زندگی تجربیات مختلفی را برای شما به ارمغان می‌آورد. گاهی‌اوقات این تجربیات کاملاً مثبت هستند و گاهی نیز آنقدر دشوارند که ما را حسابی در خودمان فرو برده و باعث می‌شوند چیزی پیدا کنیم که هیچ‌وقت وجود نداشت. اینکه از این تجربیات چه چیزهایی یاد بگیریم شخصیت ما را شکل می‌دهد.

در زیر به ۱۰ نکته‌ای که در فراز و نشیب‌های زندگی باید استفاده کنید اشاره می‌کنیم.

  1. خودتان تغییر باشید:

بارها و بارها جملات جاودان و الهام‌بخش گاندی را شنیده‌ایم و دلیل آن این است که این جملات کاملاً حقیقت دارند و همین باعث شده مردم مرتباً آنها را تکرار کنند. یعنی با اصولی زندگی کنید که دوست دارید در دیگران هم مشاهده کنید.

  1. به استقبال معجزه بروید:

همیشه برای شما اتفاق نمی‌افتند؛ بخاطر شما اتفاق می‌افتند. امیدها، آرزوها، باورها و ذهن باز شما نیروی جنبشی ایجاد می‌کند و آنجاست که معجزه وارد عمل می‌شود.

  1. ذهن می‌تواند جسم را التیام بخشد:

افراد زیادی هستند که از ذهنشان برای درمان جسمشان استفاده می‌کنند. رمز این کار این است که یک تصویر داخلی از بیماری را در ذهنتان به صورت تصویری سالم تجسم کنید و این کار را مرتباً–هر روز– انجام دهید. ذهن و جسم به هم مرتبط هستند. هر وضعیتی در ذهن شما عواقبی به دنبال خواهد داشت.

  1. نعمت‌هایی که به شما داده شده را بشمارید:

خیلی وقت‌ها آنقدر درگیر زندگی می‌شویم که متوجه آدم‌های فوق‌العاده‌ای که دور و برمان هستند نمی‌شویم. اما اگر متوجه‌شان شویم، جادو در زندگی‌مان اتفاق می‌افتد. و وقتی زیبایی درونی آنها را ببینیم و حس کنیم، لذتی درونی را تجربه می‌کنیم.

  1. عشق ایجاد تغییر می‌کند:

هرچقدر که زندگی سخت پیش رود، عشق می‌تواند همه چیز را آسان کند. یک آغوش یا بوسه باعث می‌شود در بسیاری از موقعیت‌های استرس‌زا احساس آرامش کنیم. عشق نیروی معنوی ایجاد می‌کند.

  1. همه مردم ذاتاً خوب هستند:

همه ما ذاتاً همدل و مهربان هستیم. عشق روح انسان هر چقدر هم که پنهان شده باشد، همیشه وجود دارد. وظیفه ما این است که آن را آشکار کنیم، حتی برای دشمنانمان.

  1. برای خودتان وقت بگذارید:

یک ذهن آرام و متعادل کنار آمدن با فراز و نشیب‌های زندگی را آسان‌تر می‌کند.

  1. درمقابل وسوسه کوچک شمردن خودتان مقاومت کنید:

همه ما در یک سفر معنوی برای شناخت عمیق‌تر خودمان هستیم.

  1. به این فکر کنید که چه می‌خواهید نه اینکه چه نمی‌خواهید:

شما مهندس زندگی خود هستید و آگاهانه و ناآگاهانه آنچه به آن توجه می‌کنید را برایتان میسازد.

  1. مثبت بودن فقط به این معنی نیست که باور داشته باشید به هدف‌هایتان می‌رسید:

می‌تواند به این معنی هم باشد که با وجود همه سختی‌ها و مشکلات، می‌دانید که می‌توانید از پس آنها برآیید. همیشه راهی وجود دارد.

فال روزانه : فال امروز ۱۱ آذر


فال روزانه ۱۱ آذر

فال روزانه

امروز شما چگونه خواهد گذشت ؟

فال های پیشنهادی امروز آلامتو: فال مخصص شب یلدافال ابجد

فروردین: امروز قدرت پیش‌بینی تان قوی شده است، چراکه شما به حوادث عجیبی که رخ می‌دهد مشکوک هستید. حتی اگر چنین نباشد، به خصوص اگر بتوانید در شغلتان خلاقیت داشته باشید، شما در هرصورت قادر هستید اوقات خوش و لذت بخشی داشته باشید. اگر در طول روز خستگی تان به نارضایتی مبدل گشت، به یاد داشته باشید که فردا می‌تواند یک روز کاملاً جدید و جذاب باشد.

اردیبهشت: شما امروز حتی اگر تلاش کنید که جدی نشان داده شوید، باز هم نمی‌توانید از لبخند زدن اجتناب کنید. شما نمی‌خواهید خوشحالی خود را پنهان کنید، بلکه فقط قصد ندارید بدین وسیله خود نمایی کنید. به یاد داشته باشید این فقط طرز فکر خود شماست. تا موقعی که برای دیگران هم آرزوهای خوب و زیبا داشته باشید، هیچ کس به خاطر اینکه احساس خوبی دارید بهتان ایراد نمی‌گیرد.

خرداد: شما امروز با تجربه‌های جالب و شگفت انگیزی احاطه می‌شوید، اما چیزی سبب عقب گرد شما شده و اجازه نمی‌دهد از این تجربیات استفاده لازم را ببرید. شاید از وقتی که تصمیم گرفته‌اید نظرات خود را ابراز کنید، از گرفتار شدن می‌ترسید. متاسفانه ترس‌های بی‌اساس و بی دلیل شما مانع از به دست آوردن خوشبختی واقعی می‌شوند. اجازه ندهید افکار منفی روز خوب و خوش شما را خراب کند.

تیر: شما امروز نمی‌توانید به راحتی به دیگران اعتماد کنید، چراکه آنها خیلی اغراق می‌کنند. شما می‌دانید بیشتر گفته‌های آنها حقیقت دارد، اما حس ششم‌تان بهتان می‌گوید هنوز مشکلی وجود دارد. همه چیز ظاهرا خوب است، باوجود این سستی‌ها و تزلزل‌های شما تحریک‌تان می‌کنند که قضاوت‌های تند و تیز داشته باشید. سعی کنید توقعات خود را کنار گذاشته و حواستان فقط به اتفاقاتی که پیرامونتان رخ می‌دهد باشد. در این صورت واقعاً از نتایج کارتان شگفت زده خواهید شد!!

مرداد: تا موقعی که در تمام روز کاملاً فعال و سازنده باشید، نسبت به خود و اطرافیان‌تان حس خوبی خواهید داشت. اما اگر کار خیلی زیادی هم انجام ندهید، باز هم می‌توانید به سرزنش‌های دیگران به خاطر عدم توجه تان پایان دهید. به یاد داشته باشید که راه‌های متفاوتی برای رسیدن به موفقیت وجود دارد. شما بدون اینکه مورد عینی و ملموسی برای ارائه دادن به دیگران داشته باشید باز هم می‌توانید به بالاترین موفقیت‌ها برسید.

شهریور: شما امروز بالاترین میزان خلاقیت خود را دارید، اما قصد دارید مثل همیشه به جای اینکه خودتان اثری هنری خلق کنید برای دیدن آثار هنری به تماشای موزه بروید. از سخت تر کار کردن و ساختن بعضی از چیزها به تنهایی طفره نروید! شما می‌توانید با چشم عقل آن را ببینید. ولی زمانی که این موهبت را با اطرافیان‌تان در میان می‌گذارید احساس می‌کنید مسئولیت سنگینی بر روی دوشتان سنگینی می‌کند، مگر اینکه این منبع الهام از دل شما باشد.

مهر: شما امروز نسبت به خانواده خود خیلی خوش بین هستید، برای اینکه ظاهراً ونوس یعنی سیاره بخت شما و ژوپیتر مطمئن یک چرخه را کامل می‌کنند. اما اعتماد به نفس بیش از اندازه می‌تواند مشکل ساز باشد، چرا که در این صورت شما تحریک می‌شوید بدون اینکه بدانید چه کار دارید می‌کنید به احساسات و علائق مردم دیگر بی‌توجهی و بی‌اعتنایی کنید. در حالیکه همیشه عاقلانه ترین راه این است که به جای اینکه با عجله به مرحله بعدی بروید، در جستجوی حفظ کردن تعادل و میانه روی باشید. فراموش نکنید که از دیگران در مورد احساسشان سئوال کنید.

آبان: هم اکنون بهترین زمان برای بر عهده گفتن پروژه‌ای جدید است، برای اینکه هر کاری شما انجام دهید، هم اکنون به وسیله نظام هستی تقدیس می‌شود. حالا که ارتباط ونوس و ژوپیتر پربار و غنی می‌تواند این جهان را اینقدر وسوسه برانگیز بسازد، ملزومات خوشبختی و ثروت نیز نیز می‌توانند جریان یابند! قدرت اراده شما قبلا مورد امتحان قرار گرفته است، پس به دنبال این باشید زندگی‌ای که دوست دارید را برای خود فراهم کنید. اما اجازه ندهید افراط‌ها و زیاده روی‌ها شما را از پا بیندازد.

آذر:امروز تغییرات زیادی در زندگی تان رخ می‌دهد که شما را عصبی می‌کند. شما فکر می‌کنید باید زندگی خود را تثبیت کنید و با توجه به مشکلات فراوانی که تحت کنترل‌تان نیستند، این کار غیر ممکن است. به جای اینکه سعی کنید کاری غیر ممکن انجام دهید، به واکنش خود نسبت به این اتفاقات دقت کنید. اگر یک بار در برابر این تغییرات تسلیم شوید زندگی‌تان ساده تر خواهد شد.

دی: شما حس می كنید اتفاقی افتاده است كه كاملاً قادر نیستید آن را درك كنید و به خاطر همین مطمئن نیستید كه چه كاری از دستتان بر می‌آید. ظاهراً ریسك كردن غیر ممكن است؛ شما ترجیح می‌دهید در خانه استراحت كرده و بگذارید دیگران این كار را برایتان انجام دهند. ولی شما حداقل باید به سر كار برگشته و قبل از اینكه كار جدیدی را شروع كرده كارهای ناتمام‌تان را به اتمام برسانید.

بهمن:امروز در عین حال كه نقش یك انسان اجتماعی را بازی می‌كنید، خیلی اهمیت دارد پاهایتان را روی زمین ثابت نگه دارید! شما امروز افسون زیبایی‌ها و جذابیت‌ها شده‌اید، اما نمی توانید از زیر بار مسئولیت‌های واجب و ضروری كه روی دوشتان سنگینی می‌كند فرار كنید. زمانی را به فعالیت‌های جدی تر اختصاص دادن كار خوبی است، اما نباید زیاد به خودتان سخت بگیرید. برای اینكه زندگی آنقدرها هم كه شما فكر می‌كنید سخت نیست.

اسفند:  شما اگر بخواهید تفاوت‌های وسیع بین احترام به گذشته و نیازتان برای تغییر را با هم تطبیق دهید، به چالش خواهید خورد. موقعیت قوی و محکم شما در هر دو بخش ممکن است افراد دیگر را گیج و یا آشفته کند، برای اینکه شما قادر هستید هر دو روی سکه را ببینید! بلند پروازی‌های شما کمک‌تان می‌کند یک شغل تمام وقت و عالی داشته باشید و این کاملا ً ارزشش را دارد.

چگونه همسرم را عاشق خودم کنم؟


زوج شاد happy-couple

برای اینکه مردتان را همچنانیک درجه مشخص از رمزآلودی و اسرارآمیزی باعث می‌شود مردتان بیشتر و بیشتر از شما طلب کند. غیرمنتظره بودن ابزاری بسیار قدرتمند برای مجذوب نگه داشتن شوهرتان است.

هیچوقت همه خودتان را به او نشان ندهید. گاهی سرکش و دست‌نیافتنی و گاهی قابل‌انعطاف و تسلیم باشید، درعین حال معصوم و در عین حال شریر باشید. و با اینکار اشارات گیج‌گننده برای او بفرستید.

ترکیبی از خصوصیات متضاد موجب جذاب شدن شخصیت شما می‌شود و این باعث می‌شود شوهرتان علاقه بیشتری به کشف شما پیدا کند.

همیشه خوب و مهربان نباشید

وقتی بیش از حد مهربان و مطیع باشید، شاید آخر روز از خودتان احساس رضایت کنید اما واقعیت این است که وقتی خوبی و مهربانی بیش از اندازه شود، ممکن است قدرت فریبندگی خود را از دست بدهید و دل او را بزنید.

ممکن هم هست فکر کند تظاهر می‌کنید. علاوه‌براین، ندرتاً پیش می‌آید که خوبی محض کسی را جذب کند. گاهی باید اجازه دهید سایه‌هایی تیره در شخصیت شما ببیند. گاهی خشن و بیرحم شوید.

جاذبه جنسی خود را تا بالاترین حد به نمایش بگذارید

جذابیت ظاهری برای مردها بی اندازه مهم است. بااینکه زن‌ها از مغزشان عاشق می‌شوند، مردها با چشمشان عاشق می‌شوند. باید تا می‌توانید جذابیت جنسی خود را بالا نگه دارید.

نباید به هیچ عنوان بعد از ازدواج از خودتان غافل شوید. به خودتان برسید، آرایش کنید و خودتان را از نظر جسمی و فکری متناسب و پرانرژی نگه دارید.

برای تشدید شخصیتتان از عطر استفاده کنید

عطر زنان یکی از مهمترین عوامل تحریک مردان است. از لباس‌ها، کفش‌ها و آرایشی استفاده کنید که هم با سلیقه و شخصیت شما جور باشد هم همسرتان. اما، دقت کنید که نباید بیش از اندازه آرایش کنید.

مردها صورت‌های طبیعی را دوست دارند. تلاش‌هایی که در چند ماه اول رابطه برای جلب نظر او به کار می‌گرفتید را یادتان هست؟ باید به همان منوال پیش بروید.

همه این تلاش‌ها باعث بالا رفتن اعتمادبه‌نفستان هم می‌شود. علاوه‌براین، همه ما موجوداتی اجتماعی هستیم و شدیداً تحت‌تاثیر سلیقه‌ها و خواسته‌های هم‌نوعان خود قرار می‌گیریم.

زنانی که از نظر ظاهری جذاب، بااعتمادبه‌نفس و مطبوع هستند، برای مردان اطراف خود جذابیت زیادی دارند. این تلاش‌ها، جدا از اینکه اعتماد به نفس شما را بالا می‌برد، باعث می‌شود شوهرتان قبل از اینکه بخواهد از زیبایی زنی دیگر تعریف کند، به شما فکر کند. دقت کنید که باید طوری لباس بپوشید و ظاهر شوید که فقط توجه او را به خودتان جلب کنید نه مردان دیگر را.

نیازهای احساسی و عقلانی او را فراموش نکنید

در تلاش برای جلب نظر و توجه ظاهری او، توجه به نیازهای احساسی و منطقی او را فراموش نکنید. رنگ‌ها، فیلم‌ها، کتاب‌ها و غذاهای موردعلاقه‌اش باید همیشه در دسترس او باشند.

با هدیه دادن چیزهایی که دوست دارد او را غافلگیر کنید. دستورالعمل غذای موردعلاقه‌اش را پیدا کرده و برایش درست کنید و وقتی از سر کار برگشت او را مبهوت کنید. فکرش را بخوانید و خودتان را وارد روح و روانش کنید. خودتان را با علایق و روحیات او تطبیق دهید.

ما بعنوان انسان بااینکه تظاهر به فروتنی می‌کنیم اما همه ما موجوداتی خودخواه هستیم. تا می‌توانید او را ناز و نوازش کنید و کاری کنید که به شما وابسته شود. وقتی توانستید وارد روح و روانش شوید، می‌توانید خلع‌سلاحش کنید طوریکه دیگر هیچوقت نتواند از شما روی برگرداند.

به او احترام بگذارید

بااینکه به اشتباه بنظر می‌‌رسد مردان در رابطه فقط به رابطه‌جنسی اهمیت می‌دهند اما یکی از مهمترین مسائل برای آنها حفظ احترام است. کاری کنید که نه فقط از کلام شما بلکه از اعمالتان هم حس احترام شما به خود را درک کند.

love_life2

اعتمادبه‌نفس او را تقویت کنید

مردان برخلاف ظاهرشان مثل کودکانی می‌مانند که نیازمند تحسین ومحبت هستند. با ارزش دادن به تصویری که از خود دارند، اعتمادبه‌نفسشان را تقویت کنید.

این باعث می شود رازهای دلش را با شما بگوید. مستقیم یا غیرمستقیم چیزهایی که در او دوست دارید را به زبان بیاورید. اگر روزی یک بار به او بگویید که دوستش دارید احساسی فوق‌العاده به او خواهید داد.

او را تشویق و تحسین کنید

او را در همه تلاش‌هایش تشویق کنید و بگویید که به او ایمان دارید. حتی اگر مرتکب اشتباهی شد، به جای اینکه آن را به رویش بیاورید، برایش آرزو کنید که دفعه بعدی موفق شود. برای اینکه تلاش می‌کند تحسینش کنید.

اگر خواست عصبانیتش را سر شما خالی کند، بگذارید اینکار را بکند. به او نشان دهید که روی شما سلطه و قدرت دارد، این باعث می‌شود احساس امنیت و آرامش کند. کاری کنید که احساس کند همیشه پشتش هستید.

حتی اگر اختلاف عمده‌ای با هم داشتید، هیچوقت از کلمات خشونت‌آمیز استفاده نکنید زیرا رابطه‌تان را تخریب خواهد کرد.

حساس باشید

در رختخواب نسبت به او حساس باشید. مردها درمورد رابطه‌جنسی حساسیت فوق‌العاده‌ای دارند. اینکه احساس کنند که نمی‌توانند شریک‌جنسیشان را ارضا کنند واقعاً برایشان ناامیدکننده است. عملکرد او را تحسین کنید و به او بگویید در رابطه‌جنسیتان احساس فوق‌العاده‌ای به شما می‌دهد. این روحیه او را تقویت کرده و باعث می‌شود هربار بهتر باشد.

بگذارید آزمایش کند

برای اغوا کردن او لباس‌ های تحریک‌آمیز بخرید و خواهید دید که توان مقاومت دربرابر شما را نخواهد داشت. اگر خواست چیزی را آزمایش کند، بگذارید بکند. اگر از چیزی خوشتان نیامد، با اشاراتی ظریف آن را به او بفهمانید و ضمن تحسین سایر عملکردهای او، به او بگویید که چطور می‌تواند آن حرکتش را بهتر کند.

داوطلب باشید

نباید انتظار داشته باشید که همیشه او برای نزدیکی داوطلب باشد. هیچ اشکالی ندارد که گاهی شما پا پیش بگذارید. این باعث می شود تصور کند او را می‌خواهید. اما به خاطر داشته باشید که در اشتیاق خود در رختخواب اغراق نکنید. شور و اشتیاق بیش از اندازه هم برای آنها جذاب نیست. طبیعی رفتار کنید.

مردها با گذشت زمان در رابطه تکامل می‌یابند. با درک و صبر با آنها رفتار کنید و در همه جهات با آنها همکاری کنید و مطمئن باشید که پاداش آن را دریافت خواهید کرد.

چگونه ذهنی آرام داشته باشیم؟ روشهای آرام سازی ذهن و فکر


women

چگونه ذهن خود را آرام کنیم؟ روشهای زیادی برای آرام سازی ذهن وجود دارد که در این مقاله سعی میکنیم به آنها بپردازیم:

به گزارش آلامتو به نقل از سایت مردمان؛ آیا معمولاً احساس راحتی و آرامش می‌کنید؟ آیا هر روز سرشار از لذت هستید، طوریکه انگار هیچ مشکل یا درد احساسی ندارید؟ اگر اینطور است، مستقیماً به سراغ قسمت نظرات بروید و رمز کارتان را با ما در میان بگذارید.

اگر هنوز مشغول خواندن هستید، پس جزء اکثریت مردم هستید که برای رسیدن به زندگی بهتر، آرام‌تر و لذت‌بخش‌تر تلاش می‌کنند. بااینحال به نظر چالشی غیرممکن می‌آید و در آخر بخاطر شکست در این راستا خودمان را از نظر ذهنی تنبیه می‌کنیم و به این نتیجه می‌رسیم که، «اصلاً من برای با آرامش زندگی کردن آفریده نشده‌ام.»

هدف ما در این مقاله این است که تکنیکی ساده برای وارد کردن آرامش، لذت و نظم بیشتر به زندگی‌تان معرفی کنیم.

چرا یافتن آرامش و لذت دشوار است؟

اگر به مشکلاتمان نگاه کنید می‌بینید که بیشتر این مشکلات ریشه در ذهن ما دارند. فرض ابتدایی همه آنها یکسان است: یک اتفاق خارجی روی می‌دهد، ما انتخاب می‌کنیم که فقط یک طرف جریان را ببینیم و بعد طوری آن را تفسیر کنیم که دچار تعارضات ذهنی شویم که نتیجه آن نوعی رنج احساسی است.

بااینکه گفتن «مشکلاتت را رها کن» آسان است، همه ما می‌دانیم که عمل به آن، به این سادگی‌ها هم نیست. همه ما سالها در جذب مشکلات و تعارضات شرطی‌سازی کرده‌ایم. به همین دلیل فقط گفتن «دیگر به مشکلاتت فکر نکن» چندان تاثیری روی ما نخواهد داشت. ما به ابزارهایی نیاز داریم که ریشه‌ای با مشکل برخورد کند.

اجازه بدهید چیزی را امتحان کنیم. یک دقیقه (یا ۵ دقیقه) چشم‌هایتان را ببندید و طی این مدت تصمیم بگیرید که سکوت و سکون کنید و نگذارید با افکارتان از این سکوت بیرون بیایید (حالا دست از خواندن بردارید و این کار را بکنید).

خوب، حالا چه اتفاقی افتاد؟ احتمالاً متوجه شدید که لحظه‌ای که ساکت شدید، افکار دیگر به سراغتان نیامدند–منظور افکار نامربوط است. این افکار نوعی مایه پرت کردن حواس است و ما را از سکوت درونی‌مان دور می‌کند.

این فقط آزمایشی بود که در آن آگاهانه ذهنمان را مشاهده کرده و سعی کردیم ساکن بمانیم اما نتوانستیم. وضعیت فضای درونی‌تان را وقتی روزتان را می‌گذرانید و از افکار آلوده‌کننده غافلید، تجسم کنید.

درنتیجه، فضای درونی ما با اطلاعات بی‌فایده، افکاری که برای سلامتی‌مان مفید نیستند، به هم خواهد ریخت. ازآنجاکه فضای درونی‌مان به هم ریخته است، وضوح و روشنی درونی‌مان و خرد ذاتی‌مان دور و تار می‌شود. و در نتیجه تماسمان با بخشی از خود درونی‌مان که مقدس، منطقی، آرام و جاودان است را از دست می‌دهیم.

حواس‌پرتی‌هایی که فوری و مهم می‌دانستیم، مثل تماشای تلویزیون، به‌روز کردن صفحه فیسبوکمان، چک کردن ایمیلمان، غیبت کردن پشت تلفن، ریختن موزیک‌های جدید روی گوشی‌تان و از این قبیل، همگی شما را عقب می‌برند.

همه آنها توجه شما را عقب کشیده و حواس شما را از مسائلی که واقعاً برایتان اهمیت دارند–چیزهایی که خوشبختی و شادی بادوام به زندگی‌ خودتان و دیگرانی که قرار است بشناسید، می‌آورند– پرت می‌کند.

چه آن را تشخیص دهید و چه ندهید، اطلاعاتی که خودتان را در معرض آن قرار می‌دهید، فضای درونی شما را تا حدی پر می‌کند و بر احساسات و خواسته‌هایتان اثر می‌گذارد.

و اگر دقت نکنیم، ممکن است خیلی راحت زمانی که وقت باارزشمان را صرف چیزهای بی‌ارزش می‌کنیم، زندگی‌مان را از دست دهیم و بعد با خود فکر کنیم که زندگی‌ام چه شد؟ چرا احساس بی‌ثباتی می‌کنم و اینقدر زود آسیب می‌بینم؟ چرا احساس خوشبختی و موفقیت نمی‌کنم؟ و بعد با همین فکرها از دنیا می‌رویم.

اگر هنوز اینجا هستید. نفس می‌کشید و اینجا را می‌خوانید، امروز نعمتی از سوی خداوند برای شماست که بیدار شوید! بیدار شوید و کنترل سرنوشتتان را به دست گیرید، و با چیزهایی که بر آن تمرکز می‌کنید و اجازه می‌دهید وارد زندگیتان شوند شروع کنید.

راهنمای ساده برای پاکسازی درونی

یک راه برای پاکسازی به‌هم ریختگی فضای درونی‌مان حفاظ گذاشتن برای حیاط ذهنمان است؛ اینکه از چیزهایی که وارد ذهنمان می‌شود آگاه باشیم، با کلمات، افکار و توجه‌مان شروع کنیم.

ممکن است از این آگاه نباشیم اما انرژی زیادی را صرف غیبت کردن، بدگویی درمورد دیگران، قضاوت کردن مردم، پیدا کردن اشتباهات آنها و غرق شدن در افکار منفی مثل حسادت، گناه یا ترس و بهانه آوردن برای پوشاندن احساس واقعی‌مان می‌کنیم.

شاید همه اینها به نظرتان کمی اغراق‌آمیز بیاید اما اگر واقعاً مراقب خودمان، افکار و کلماتمان باشیم، متوجه خواهیم شد که هر روز در نقطه‌ای، حتی ناآگاهانه، خیلی از این احساسات را داریم.

خیلی‌وقت‌ها این تخطی بسیار ظریف است مثل یک قضاوت منفی درمورد گارسن یک رستوران یا خسته‌شدن از یک مشتری تلفنی و بدگویی درمورد او و یا گفتن یک دروغ کوچک برای بهانه آوردن به جای نه گفتن.

این نیست که با داشتن این احساسات یا گفتن این کلمات به آدم‌های بدی تبدیل می‌شویم. یعنی این چیزها زباله هایی بی‌فایده هستند که فضای درونی ما را اشغال می‌کنند و به درد سلامت درونی‌مان نمی‌خورند.

برای پاکسازی درونی خود این چهار قانون را رعایت کنید:

  1. چیزی که واقعاً منظورتان است بگویید. به چیزی که می‌گویید واقعاً اعتقاد داشته باشید.
  2. چیزی را به کسی نگویید مگراینکه بتوانید آن را به همه بگویید.
  3. چیزی را که نمی‌توانید بیرون بگویید، درون نگویید.
  4. چیزی نگویید مگر اینکه درست، مفید و بامحبت باشد.

اینجا هر کدام از این موارد را با جزییات بیشتر بررسی می‌کنیم

۴ قانون برای آرام کردن ذهن

  1. چیزی که واقعاً منظورتان است را بگویید. به چیزی که می‌گویید واقعاً اعتقاد داشته باشید.

قسمت اول: چیزی که واقعاً منظورتان است را بگویید.

آیا برای جلوگیری از برخورد کامل با یک موقعیت ناراحت‌کننده می‌فهمید که مشغول بهانه‌آوردن هستید؟

بعنوان مثال، دوستتان از شما می‌خواهد که در یک مهمانی شرکت کنید. واقعاً دوست ندارید به آنجا بروید اما بهانه می‌آورید که، «نمی‌توانم جور کنم بیام» یا «خیلی سرم شلوغه»، تا بتوانید به آرامی از چیزی یا کسی یا فعالیتی جلوگیری کنید.

نمونه دیگر می‌تواند این باشد که کسی از شما می‌خواهد کاری برای او انجام دهید که شما خیلی به آن راغب نیستید، اما احساس گناه می‌کنید و نمی‌توانید به او نه بگویید، به همین دلیل از برخورد با آن فرد جلوگیری می‌کنید (تلفن‌ها یا ایمیل‌های او را جواب نمی‌دهید) یا بهانه‌ای می تراشید که حقیقت ندارد.

دلیلش این نیست که نمی‌توانید کاری انجام دهید. واقعیت این است که تصمیم گرفته‌اید آن کار را انجام ندهید اما عمل بهانه آوردن یا اجتناب از آن، جنبشی در فضای درونیتان آغاز می‌کند که برای حفظ آن نیاز به انرژی دارید. به جای سکون و آرامش حالا خود را مشغول فکر کردن به این «دروغ» می‌کنید.

وقتی می‌خواهید چیزی بگویید، تصمیمی آگاهانه بگیرید که حقیقت محض یا آنچه واقعاً منظورتان است را بگویید. حقیقت محض لازم نیست خشن یا ناراحت‌کننده باشد، می‌توانید این کار را با مهربانی اما قاطعانه انجام دهید. وقتی چیزی که می‌گویید حرف خودتان باشد، هیچکس نمی‌تواند آن را رد کند، حتی اگر آنچه می‌شنوند را دوست نداشته باشند؛ چون حقیقت را گفته‌اید و دقیقاً به آن اعتقاد داشته‌اید.

قسمت دوم: به چیزی که می‌گویید واقعاً اعتقاد داشته باشید.

گاهی‌اوقات برای رد کردن مسئولیت از سرمان یا از سر عادت چیزی می‌گوییم که واقعاً به آن اعتقاد نداریم. بعنوان مثال، به والدین یا نزدیکانمان پشت تلفن می‌گوییم «دوستت دارم»، نه به این دلیل که واقعاً منظورمان این است، بلکه از سر عادت. این کلمات به طور خودکار از دهانمان خارج می‌شوند، طوریکه معنای واقعی خود را از دست می‌دهند.

در مثالی دیگر می‌گوییم، «زود بهت زنگ می‌زنم»، یا «فردا بهت زنگ می‌زنم». یا به دوستی پیشنهاد کمک می‌دهیم اما چندان تمایلی برای انجام حرفمان نداریم و فقط به این دلیل به زبانش می‌آوریم که ساده بوده و باعث خوشحال شدن فرد مقابل می‌شود.

ممکن است تصور کنیم که این نظرات عادی بی‌ضرر هستند اما در عمق درونمان می‌دانیم که درست نیستند. اینها شروع دروغهای کوچک ما هستند و به مرور زمان به افکار گناه‌آلود تبدیل می‌شوند که حواس شما را از از این لحظه پرت می‌کنند.

به خودتان متعهد شوید که به هر چه که به زبان می‌آورید واقعاً اعتقاد داشته باشید و وعده توخالی که قدرت یا قصد انجام آن را ندارید به کسی ندهید.

  1. چیزی را به کسی نگویید مگراینکه بتوانید آن را به همه بگویید.

چه قبول کنیم یا نه، بیشتر ما نوعی غیبت کردن را دوست داریم. همچنین خیلی سریع اشکالات دیگران را پیدا می‌کنیم و با دوستانمان درمورد آن حرف می‌زنیم. یا بیچارگی کسی را می‌فهمیم و دوست داریم به دیگران هم اطلاع دهیم.

مطمئناً نمونه‌های زیادی از این را در زندگی خودتان داشته‌اید اما برای برای نمونه به یک مورد اشاره می‌کنیم: نسیم دچار مشکل احساسی شد و امروز در محل کار سر یکی از همکاران داد می‌زند و ما به محض اینکه به خانه می‌آییم موضوع را فوراً به همسرمان می‌گوییم.

نمونه دیگر اینکه علی از کار خود اخراج شده است و وقتی درمورد آن می‌شنویم چون از او خوشمان نمی‌آید حتی درموردش جوک هم درست می‌کنیم.

در دو هر نمونه، نمی‌توانیم همان چیز را برای همه بازگو کنیم، مخصوصاً خود نسیم یا علی. و اگر واقعاً فضای درونیمان را موقع و بعد از گفتن این کلمات مشاهده می‌کردیم، ته دلمان احساس خوشحالی زیادی نمی‌کردیم.

وقتی آگاهانه چنین گفتگویی را مشاهده می‌کنیم، یاد می‌گیریم که هیچ کاری برای غذا دادن به روحمان انجام نداده‌ایم، همه کاری که کردیم ایجاد انرژی منفی و تعارض درونی بوده است که فضای درونی ما را آلوده کرده است.

به خودتان متعهد شوید که هیچ چیزی را به کسی نگویید مگراینکه بتوانید آن را به همه دنیا اعلام کنید. برای پراکنده نکردن انرژی منفی به خودتان متعهد شوید.

  1. چیزی را که نمی‌توانید بیرون بگویید، درون نگویید.

بیشتر ما منتقد خودمان هستیم. چون چیزهایی که به خودمان، در حریم شخصی ذهنمان می‌گوییم را نمی‌توانیم به دنیا اعلام کنیم، باور داریم که تنها کسانی هستیم که از این گفتگو‌های شخصی منفی، اعتمادبه‌نفس کم و اضطراب آسیب می‌بینیم.

وقتی چیزی خوب پیش نمی‌رود، اولین کسی که مقصر می‌دانیم خودمان هستیم و اشتباهاتمان را نقد می‌کنیم.

همه ما با خودمان حرف می‌زنیم اما زمانی مشکل ایجاد می‌شود که به این گفتگو با خود ایمان می‌آوریم، طوریکه باورهای اشتباهی درباره خودمان در ما شکل می‌گیرد. این باورهای اشتباه برای روحمان و سلامت آینده‌مان حیاتی می‌شود مگراینکه برای فراموش کردن این باورها کاری بکنیم.

دفعه بعدی که این صدا را در سرتان شنیدید که «من احمقم» یا «من به اندازه کافی خوب نیستم» یا «من موفق نیستم» یا هر فکر منفی دیگری، بفهمید که این خودتان نیستید. می‌توانید با صدای بلند بگویید، «این من نیست. این درست نیست!» و این فکر را در سرتان پرورش دهید،
«از امروز به بعد، من انتخاب می‌کنم که فراموشت کنم، چون دیگر در خدمت من نیستی. تو واقعی نیستی و از امروز به بعد از دست تو آزاد می‌شوم.»

فرض اصلی در قانون سوم برای پاکسازی درون این است که هر فکری را که نمی‌توانید با صدای بلند برای بقیه (هر کسی) عنوان کنید، اصلاً به درون سرتان راه ندهید. فضای درونیتان را تمیز نگه دارید.

  1. چیزی نگویید مگر اینکه درست، مفید و توام با محبت باشد.

بعضی‌ها اینقدر با خودشان حرف می‌زنند که به صورت حرف‌های پوچ از دهانشان بیرون می‌زند.

به آدمهایی که در اتوبوس حرف می‌زنند یا دوست دارند در محل‌کار با حرف زدن، خودشان را سرگرم کنند، نگاه کنید. اگر تعداد حرف‌های به دردبخور و واقعاً جالب آنها را بشمارید، تعدادشان بسیار کم خواهد بود.

اینها نه تنها موجب حواس‌پرتی اطرافیانشان می‌شود، مقدار بسیار زیادی انرژی برای حرف زدن از آن فرد می‌گیرد. آخرین باری که به مدت طولانی درمورد مسئله‌ای حرف زدید و خستگی که بعد از آن داشتید را به خاطر آورید. علاوه‌براین، هرچه چیزهایی که می‌گوییم بی‌فایده‌تر باشند، چیزهای بی‌فایده‌تری هم به ذهنمان برمی‌گردانیم.

اما نگران نشوید، راه‌هایی برای خاموش کردن آن وجود دارد.

بعضی‌ها روزه سکوت را امتحان می‌کنند، روزهایی که در آن نه حرف می‌زنند، نه چیزی می‌خوانند و نه از کامپیوتر استفاده می‌کنند. و در پایان آن روز، حس آرامش و انرژی بی‌اندازه‌ای می‌کنند.

مراقب چیزهایی که می‌گویید باشید و فقط چیزهایی بگویید که موارد زیر درمورد آن صدق کند:

آیا چیزی که می‌گویم…

  • به نظرم درست است؟ از ته قلبم برمی‌آید؟
  • برای کمک کردن به یک فرد یا موقعیت خاص مفید است؟
  • مهربانانه و بامحبت است؟ مثل تحسین یا پیشنهاد کمک؟

حرف‌های آخر: برای پاک کردن ذهن

این مقاله از ۴ قانون ساده تشکیل شده است. اجرای این قوانین ممکن است در ابتدا برایتان دشوار باشد اما اگر آن را ۳ روز به طور منظم انجام دهید، بسیار ساده‌تر خواهد شد. آن را به ۷ روز گسترش دهید و بعد به ۲۱ روز.

بعد از مدتی ببینید چطور دنیای بیرونتان تغییر می‌کند، چون دنیای درونیتان تغییر کرده است.

یک نکته دیگر: اجازه دهید قلبتان هدایتتان کند. به آن اعتماد کنید و به صدایش گوش دهید.

فال روزانه : فال امروز ۱۰ آذر


فال روزانه ۱۰ آذر

فال روزانه

امروز شما چگونه خواهد گذشت ؟

فال های پیشنهادی امروز آلامتو: فال موفقیت شغلیفال عشق واقعی

فروردین: همان شخصی كه دیروز سر راه شما ایستاده و مانع شما بود، ممكن است امروز مانند بهترین حامی‌شما عمل كند. انرژی تان را در سعی برای فهمیدن اینكه ماجرا چیست تلف نكنید. فقط حمایتی را كه در گام‌های پیش رویتان لازم خواهید داشت، از كسی كه به شما می‌رساند قبول كنید. این عمر شماست، سعی كنید جنبه‌های درك و شناخت خود را تقویت كنید.

اردیبهشت: اگرچه ماده اردك‌های معروف شما همه به صف ایستاده‌اند، به نظر می‌رسد دارند آن را در فاصله انجام می‌دهند. این معنی این كه شما باید تا رسیدن به موفقیت صبر داشته باشید،‌ اما بالاخره می‌دانید كه آن در راه است. شما به مقداری كه باور دارید از زندگی جایزه بدست می‌آورید، اما مزایای غیر مادی آن را نیز از نظر نیندازید.

خرداد: آنچه كه شما را اخیرا عقب نگه داشته بود تغییر خواهد كرد به طوری كه زیاد طول نمی‌كشد كه مشكل شما حل خواهد شد. به طرز شگفت انگیزی، موانع از شما نشئت می‌گیرند. حتی اگر از بیرون هم موانعی بر سر راه شما معلوم باشد. ولی سعی نكنید در جست و جوی و كنكاش فیلسوفانه برای درك آنها غرق شوید. كارهای زیادی هست كه باید انجام شوند. افكارتان را به وسیله كنترل اعمال تان زیر نظر بگیرید. محدود كردن فعالیت‌های غیر اصلی می‌تواند به سرعت روزتان را به مسیر خود بیندازد.

تیر: فرشته نگهبان شما امروز ممكن است به صورت یك انسان بر شما ظاهر شود، حتی ممكن است به ظاهر دوست نزدیك‌تان در بیاید. زمانی كه كسی برای شما خبرهای خوبی می‌آورد نیازی نیست كه به چگونگی ماجرا بخواهید پی ببرید، پول غیرقابل انتظار یا یك دعوت برای یك شب خیلی خاص. فقط مطمئن شوید كه آنقدر باهوش هستید كه دعوت را قبول كنید قبل از آنكه این فرصت از دست برود.

مرداد: شما می‌توانید امروز بدترین دشمن خود باشید به خاطر اینكه خیلی سخت است كه عقیده محكمی ‌را درباره كار كه در تمام طول آخرهفته طول كشیده است كنار بگذارید. معمولا، آن باعث می‌شود تا پی در پی تلاش كنید و برای مشكلات پیچیده و دشوار راه حل بیابید. اما حالا، زیركانه‌تر این است كه نیازتان را كنترل نكنید تا به آخرین حقیقت پی ببرید و اگر چه این ممكن است نظریه بسیار ساده‌ای باشد، اما شادی قسمتی از ذهن است كه به وسیله افكار خلق می‌شود، پس می‌توانید بوسیله كنترل بر دنیای ذهن‌تان راه حل وقعی را پیدا كنید.

شهریور: شما ممكن است امروز مانند دیگران تابع امیال‌تان نباشید. این به خاطر این است كه شما به روش آزمون و خطا كه واقع بینانه باشد، اعتقاد دارید. اما از خود انگیختگی نترسید كه این می‌تواند منجر به شادی بیشتر در زندگی شما شود. به خودتان اجازه آرامش بیشتر بدهید.

مهر: موقعیت شما در خانه به نظر می‌رسد هر روز بهتر می‌شود یا، شاید، فرصتی برای شما بوجود می‌آید كه زخمی ‌از خانواده را التیام ببخشید، مخصوصا اگر شما اخیرا درگیر یك درگیری عاطفی شده باشید. شما واقعا نیازی به آوردن توجیه برای كاری كه باید انجام می‌داده‌اید و نداده‌اید، ندارید. درواقع زمانی ندارید كه بتوانید در لحظه حال، كارها را انجام دهید.

آبان: امروز روزی است كه می‌توانید همه آن را در اختیار داشته باشید. اگر شما برنامه ریزی كرده بودید كه با خانواده‌تان در خانه استراحت كنید، می‌توانید این كاررا بكنید. اگر می‌خواستید كه با دوست‌تان كاری انجام دهید،‌ این نیز ممكن است. یا می‌توانید تكالیف تعیین شده‌ای را كه هنوز تمام نكرده‌اید به پایان ببرید. اگر چه ممكن است شما روزتان را در اولویت قرار دهید، خوشبختانه نیازی ندارید كه كه یك چیز را به جای همه چیز انتخاب كنید.

آذر: شما ممكن است اخیرا از یكسری آدم‌ها عقب نشینی كرده باشید، اما مدیریت كردن موقعیت با ظرافت به شما درك دوباره‌ای از اعتماد به نفس می‌دهد. اكنون، بیشتر از همیشه، شما می‌توانید كاملا از خودتان خشنود باشید. اما خودتان را بالای یك ستون نگذارید، شما یك بار از آنجا شروع كرده‌اید، ممكن است خیلی سخت باشد كه دوباره به عقب برگردید.

دی: كار سخت شما تا تسویه حساب كردن ادامه خواهد یافت، اما ممكن است امروز پورسانت خود را بگیرید و فقط اجازه دهید كه حوادث راه خود را ادامه دهند. ممكن است شما فقط نیاز داشته باشید كه از وظایف‌تان فاصله بگیرید تا زمانی را ایجاد كنید تا یك موقعیت جدیدی برای زندگی خود ایجاد كنید. خوشبختانه، لازم نیست خودتان را به خطر كارهایی كه باید انجام دهید و كارهایی كه نباید انجام دهید از پا درآورید. شما خوب هستید اگر فقط راه خودرا بروید.

بهمن:ممكن است امروز در حالی كه نشسته‌اید و برای آینده‌تان برنامه ریزی می‌كنید به نظر برسد كه دچار گوشه گیری و انزوا شده‌اید. كاری را انجام دهید كه كه شما را كمك كند كه به ذات خود برسید، مانند دعا كردن،‌ قدم زدن در طبیعت یا گوش كردن به یك موسیقی الهام بخش. اما برای اینكه به دیگران توضیح دهید كه مشغول چه كاری هستید از راه خود خارج نشوید. این توصیه‌ای برای رسیدن به موفقیت نیست، بلكه درباره پرورش روح است.

اسفند: ممكن است امروز در حالی كه نشسته‌اید و برای آینده‌تان برنامه ریزی می‌كنید به نظر برسد كه دچار گوشه گیری و انزوا شده‌اید. كاری را انجام دهید كه كه شما را كمك كند كه به ذات خود برسید، مانند دعا كردن،‌ قدم زدن در طبیعت یا گوش كردن به یك موسیقی الهام بخش. اما برای اینكه به دیگران توضیح دهید كه مشغول چه كاری هستید از راه خود خارج نشوید. این توصیه‌ای برای رسیدن به موفقیت نیست، بلكه درباره پرورش روح است.

تحریف شناختی چیست؟ انواع متداول تحریف های شناختی آن


cognitive-distortions

تحریف شناختی چیست و چرا خیلی افراد دچار آن هستند؟

به گزارش آلامتو و به نقل از مردمان؛ تحریف‌های شناختی روشی است که ذهنمان ما را درمورد موضوعی که حقیقت ندارد، متقاعد می‌کند. این افکار نادرست معمولاً برای تقویت افکار و احساسات منفی استفاده می‌شوند – یعنی چیزهایی به خودمان می‌گوییم که به نظر منطقی و درست می‌آیند ولی در واقعیت فقط باعث می‌شوند که حس بدی نسبت به خودمان پیدا کنیم.

بعنوان مثال، فردی ممکن است به خودش بگوید، «من همیشه وقتی می‌خواهم کار جدیدی را شروع کنم با شکست مواجه می‌شوم. پس درنتیجه برای هر کاری که تلاش کنم شکست خواهم خورد.» این نمونه‌ای از تفکر «سیاه و سفید» است.

فرد همه چیز را به صورت مطلق می‌بیند – یعنی مثلاً اگر در چیزی شکست خورده است، در همه چیز شکست خواهد خورد. اگر اضافه می‌کرد که «من یک شکست‌خورده کامل و واقعی هستم»، این می‌توانست نمونه‌ای از تعمیم‌دهی افراطی می‌بود – یعنی در نظر گرفتن شکست در یک کار خاص و تعمیم دادن آن به هویت خود.

تحریفات شناختی هسته اصلی تلاش‌‌های بسیاری از متخصصین درمان‌شناسی شناختی-رفتاری و سایر متخصصین است و به فرد کمک می‌کند تغییر کردن را یاد بگیرد.

وقتی یاد بگیرید این نوع طرزفکر را به درستی تشخیص دهید، آنوقت خواهید توانست به آن پاسخ داده و آن را رد کنید. با رد کردن مداوم تفکر منفی، کم‌کم و به مرور زمان از بین رفته و اتوماتیک‌وار با طرزفکری منطقی‌تر و متعادل‌تر حایگزین خواهد شد.

انواع تحریف شناختی

آرون بِک (Aaron Beck) اولین کسی بود که تئوری پشت تحریفات شناختی را ارائه کرد و دیوید برنز (David Burns) آن را با ارائه اسامی و نمونه‌های این تحریفات معروف‌تر کرد.

  1. فیلتر کردن

ما جزییات منفی را گرفته و آن را بزرگ کرده و همه جنبه‌های مثبت موضوع را از فیلتر عبور می‌دهیم. بعنوان مثال، فرد ممکن است یک جزییات بسیار کوچک و ناچیز از یک موضوع را گرفته و فقط روی آن مانور دهد طوریکه دیدش نسبت به واقعیت تیره و تار شود.

  1. تفکر قطبی (تفکر «سیاه و سفید»)

در این نوع طرزفکر، همه چیز یا سیاه است و یا سفید. ما یا باید فردی ایدآل باشیم و یا یک بازنده شکست‌خورده. هیچ حد وسطی وجود ندارد.

شما آدمها و موقعیت‌ها را اینطور دسته‌بندی می‌کنید و هیچ جایی برای رنگ خاکستری نمی‌گذارید و پیچیدگی‌های بعضی موقعیت‌ها و انسان‌ها را در نظر نمی‌گیرید. اگر عملکردتان چیزی پایین‌تر از ایدآل باشد، خودتان را یک بازنده تمام‌عیار خواهید دید.

  1. تعمیم‌دهی افراطی

در این تحریف شناختی ما براساس یک اتفاق خاص به یک نتیجه‌گیری کلی می‌رسیم. اگر یک اتفاق بد فقط یکبار بیفتد، انتظار داریم که بارها و بارها تکرار شود. فرد یک اتفاق بد را قسمتی از یک الگوی ادامه‌دار و بی‌انتها می‌بیند.

  1. نتیجه‌گیری زودهنگام

بدون اینکه کسی چیزی به ما گفته باشد، می‌دانیم که چه حسی دارند و چرا آنطور رفتار کرده‌اند. به طور خاص، ما می‌توانیم احساس دیگران نسبت به خودمان را بفهمیم.

بعنوان مثال، فرد ممکن است نتیجه‌گیری کند که کسی رفتاری منفی با او دارد ولی واقعاً تلاش نمی‌کند تا علت درست آن را بفهمند. یک نمونه دیگر اینکه فرد پیش‌بینی می‌کند که همه چیز بد پیش خواهد رفت و متقاعد شده است که این پیش‌بینی‌اش یک حقیقت اثبات‌شده است.

  1. فاجعه‌انگاری

ما همیشه در انتظار بروز یک فاجعه هستیم. به این «بزرگنمایی یا کوچکنمایی» هم می‌گویند. درمورد مشکلی می‌شنویم و از سوال‌های «چی‌میشد اگه» استفاده می‌کنیم. (مثلاً اگه تراژدی اتفاق بیفته چی میشه؟» یا «اگه این اتفاق برای من بیفته چی میشه؟»)

بعنوان مثال، فرد ممکن است در اهمیت یک اتفاق غیرمهم اغراق کند (مثلاً اشتباه خودش یا موفقیت یک نفر دیگر). یا به طور نادرستی اهمیت یک اتفاق مهم را بشکند تا آن اتفاق خردو جزئی به نظر برسد (مثلاً ویژگی‌های مطلوب خود یا نواقص دیگران).

  1. شخصی کردن

شخصی کردن زمانی اتفاق می‌افتد که فرد باور دارد همه کارهایی که دیگران می‌کنند یا حرف‌هایی که می‌زنند واکنشی مستقیم و شخصی به آن فرد است. همچنین خودمان را با دیگران مقایسه می‌کنیم تا بفهمیم کدام باهوش‌تر، خوشگل‌تر یا …. هستیم.

فردی که درگیر این طرزفکر است. ممکن است خودش را علت یک اتفاق ناسالم خارجی که هیچ ارتباطی با او نداشته ببیند. بعنوان مثال، «ما برای میهمانی شام دیر رسیدی و باعث شد که میزبان غذا را بیش‌ازاندازه بپزد. اگر فقط شوهرم را مجبور کرده بودم که سر موقع از خانه بیرون بیاییم، این اتفاق نمی‌افتاد.»

  1. مغالطه‌های کنترل

اگر احساس کنیم که نیرویی بیرونی ما را کنترل می‌کند، خودمان را فقط به صورت قربانی بیچاره‌ی سرنوشت می‌بینیم. بعنوان مثال، «اگر کیفیت کار بد شد دست من نیست، رئیسم باعث شد بدون استراحت و پرفشار روی آن کار کنم.»

مغالطه‌ی کنترل درونی هم به این صورت است که شما خودتان را بخاطر درد یا خوشبختی همه اطرافینتان مسئول می‌بینید. بعنوان مثال، «چرا خوشحال نیستی؟ من کاری کردم؟»

  1. مغالطه‌ی انصاف

عصبانی می‌شویم چون فکر می‌کنیم می‌دانیم چه چیز انصاف است ولی دیگران با ما هم‌عقیده نیستند. همانطور که والدینمان در طول زندگی وقتی اوضاع خوب پیش نمی‌رفته به ما می‌گفته‌اند «زندگی همیشه منصفانه نیست.»

کسانیکه با یک خط‌کش اندازه‌گیری وارد زندگی می‌شوند و می‌خواهند «انصاف» را در هر موقعیتی اندازه‌گیری کنند معمولاً بخاطر آن احساس بد و منفی‌ای پیدا می‌کنند. چون زندگی «منصفانه» نیست – همیشه همه چیز آنطور که شما دوست داشته باشید پیش نمی‌رود.

  1. مقصر کردن

ما دیگران را برای درد خودمان متهم می‌کنیم یا خودمان را برای همه چیز مقصر می‌دانیم. بعنوان مثال، «سعی نکن باعث شوی که احساس بدی نسبت به خودم پیدا کنم!» هیچکس نمی‌تواند باعث شود که ما یک احساس خاصی پیدا کنیم، فقط خودمان هستیم که روی احساسات و واکنش‌های احساسی‌مان کنترل داریم.

  1. بایدها

ما لیستی از قوانین درمورد طریقه رفتار خودمان و دیگران داریم. کسی که این قوانین را بشکند، ما را عصبانی می‌کند و وقتی خودمان آنها را خدشه‌دار کنیم، احساس گناه خواهیم کرد. فرد ممکن است باور داشته باشد که با این بایدها و نبایدها به خودش انگیزه می‌دهد، انگار قبل از اینکه اصلاً کاری انجام داده باشد باید مجازات شود.

بعنوان مثال، «من واقعاً باید ورزش کنیم، نباید اینقدر تنبل باشم.» بایدها متجاوزان هم هستند و نتیجه احساس آن احساس گناه است. وقتی فرد این جملات بایدی را به دیگران می‌گوید معمولاً موجب عصبانیت، خستگی و خشم آنها می‌شود.

  1. استدلال احساسی

ما باور داریم که احساسمان باید به صورت خودکار درست از آب درآید. اگر احساس احمق بودن و خسته‌کننده بودن می‌کنیم، پس باید فردی احمق و کسالت‌بار باشیم. در این شراط تصورتان این است که احساسات منفی‌تان منعکس‌کننده حقیقت مسائل است – «من حسش می‌کنم، پس باید درست باشد.»

  1. مغالطه‌ی تغییر

ما انتظار داریم که اگر به دیگران فشار بیاوریم یا فریبشان دهیم، برای هماهنگ شدن با ما تغییر کنند. ما نیاز داریم دیگران را تغییر دهیم زیرا امیدهایمان برای خوشبختی کاملاً به آنها وابسته است.

  1. برچسب‌زدن جهانی

ما یک یا دو ویژگی را به یک قضاوت منفی جهانی تعمیم می‌دهیم. اینها نمونه‌های بسیار افراطی تعمیم‌دهی هستند که به آنها «برچسب‌زدن» یا «برچسب‌زدن اشتباهی» می‌گوییم. در این شرایط فرد به جای توصیف یک اشتباه با در نظر گرفتن موقعیت خود آن، برچسبی ناسالم به خود می‌زند.

بعنوان مثال، فرد ممکن است در موقعیتی که در یک کار خاص ناموفق بوده بگوید، «من یک بازنده هستم». وقتی رفتار فردی دیگر به او ثابت می‌کند که اشتباه می‌کند، به او هم برچسبی ناسالم می‌زند و مثلاً می‌گوید، «اون یه عوضیه». برچسب‌زدن اشتباه یعنی توصیف یک اتفاق با زبانی که بیش از اندازه احساسی است. بعنوان مثال، به جای اینکه بگوییم، «اون هر روز بچه‌هایش را در مهدکودک می‌گذارد»، می‌گوییم، «اون هر روز بچه‌هایش را دست غریبه‌ها ول می‌کند».

  1. همیشه حق با شماست

ما بطور مداومدر تلاشیم که ثابت کنیم نظرات و اعمالمان درست هستند. اینکه فکر کنیم اشتباه می‌کنیم غیرممکن است و برای ثابت کردن اینکه حق با ماست هر کاری لازم باشد می‌کنیم. بعنوان مثال، «برام مهم نیست که بحث کردن با من چقدر حس بدی به تو می‌ده، ولی من این بحث رو می‌برم چون حق با منه.» برای این افراد اینکه حق با آنها باشد بسیار مهمتر از احساس دیگران است، حتی عزیزانشان.

  1. مغالطه‌ی پاداش بهشت

ما انتظار داریم که قربانی‌کردن‌ها و انکارکردن‌های خودمان جایی به حساب آید، انگار یک نفر آمار همه آنها را یادداشت می‌کند. وقتی این پاداش به سراغمان نمی‌آید احساس ناراحتی می‌کنیم.

مرز شخصی چیست؟ مشخص کردن مرزهای شخصی در زندگی


The Wondering Girl

چگونه برای خودمان مرزهای شخصی داشته باشیم؟ معیارهای خوب بودن مرز شخصی چیست؟

به گزارش آلامتو و به نقل از وبسایت مردمان؛ مهمترین چیز درمورد مرزهای شخصی این است که این مرزها برای تنبیه یا کنترل کردن دیگران نیست. این مرزها برای این است که به دیگران نشان دهید چه چیزهایی در زندگی شما قابل قبول است و چه چیزهایی نیست. این مرزها به شما کمک می‌کند تعادل زندگی‌تان را حفظ کرده و از بدن، ذهن، احساسات و زمانتان درمقابل تقاضاهای زیان‌آور و نامطلوب دیگران محافظت کنید.

وقتی مرزهای شخصی‌ تان چندان قوی نباشند، هم احترام خودتان و هم احترام اطرافیانتان به خطر خواهد افتاد. جای تعجب نیست که افراد سلطه‌گر، زورگو، نامحترم و آویزان را به زندگی‌تان جذب خواهید کرد.

اینها به نظرتان آشنا نمی‌آید؟

– وقتی واقعاً می‌خواهید جواب «نه» بدهید، می‌گویید، «آره».

– وقتی به کسی «نه» می‌گویید، عذاب‌وجدان می‌گیرید.

– برای به دست آوردن آرامش برخلاف ارزش‌های واقعی‌تان عمل می‌کنید.

– وقتی کسی با شما بدرفتاری می‌کند، از خودتان دفاع نمی‌کنید.

– برای دوست داشته‌شدن بیش از اندازه تلاش می‌کنید.

– به دیگران اجازه می‌دهید حرف‌هایی به شما بزنند یا کارهایی با شما بکنند که موجب ناراحتی‌تان است.

– انتظار دارید که نزدیک‌ترین افراد به شما، بدون اینکه چیزی بگویید از چیزهایی که ناراحتتان می‌کند باخبر شوند.

متاسفانه، بعضی‌ها بخاطر این باور اشتباه که برای به دست آوردن دل و احترام دیگران باید همیشه در دسترس آنها باشند، برای خودشان مرز‌های شخصی نمی‌گذارند. مشکل اینجاست که هر عمل موافقت، انکار نفس یا نیازمندی، احترام دیگران را از بین می‌برد.

اگر به تطبیق دادن خودتان به دیگران عادت کرده‌اید، فرآیند ایجاد مرزهای شخصی به نظر غیرطبیعی و تهدید‌آمیز می‌آید ولی اگر به آن پایبند شوید، متوجه می‌شوید که به مرور زمان همه چیز برایتان ساده‌تر می‌شود و بدون شک ارزشش را خواهد داشت!

ایجاد مرزهای شخصی سالم برای خود:

با خودتان شروع می‌شود

فرآیند ایجاد مرزهای شخصی با خودتان شروع می‌شود که اول قبول کنید که نه تنها لایق این هستید که این مرزها را داشته باشید بلکه وجود این مرزها برای مراقبت از خودتان ضروری هستند.

دوم اینکه، باید قبول کنید که حق ایجاد این مرزها را دارید. شاید به نظرتان عجیب برسد ولی من کسانی را می‌شناسم که قلباً نمی‌دانستند که چنین حق انتخابی دارند.

درواقع، شما نه تنها حق دارید اینکار را بکنید، بلکه مسئولیت اینکه دیگران چطور با شما رفتار کنند هم بر عهده خودتان است. مرزهای شما بعنوان فیلترهایی عمل می‌کند که مشخص می‌کند چه چیز در زندگی شما قابل‌قبول است و چه چیز نیست.

البته زمان‌های خواهد بود که کسی به کمک شما نیاز دارد و با احترام از شما کمک می‌خواهد. باید قبول کنید که زمان کمی تجربه کردن و شاید چند قدم اشتباه برداشتن می‌خواهد ولی بالاخره یاد می‌گیرید فرق بین یک درخواست قابل‌قبول و درخواستی که شما را در معرض خطر پس‌رفت قرار می‌دهد.

نیازهایتان را مشخص کنید

تشخیص اینکه کجاها به فضا، احترام، انرژی و قدرت شخصی بیشتری نیاز دارید، قدم دوم است و برای آن باید زمان بیشتری صرف کنید تا آگاهی‌تان را نسبت به خود بیشتر کنید. با تشخیص الگوهای تکراری از موقعیت‌ها و رفتارهایی شروع کنید که موجب خشم، بی‌انرژی کردن و یا افسرده کردنتان می‌شوند.

وقتی این موقعیت‌های خاص را تشخیص دادید، آنها را در یک دفترچه یادداشت کنید. نگران توانایی نوشتن خود نباشید، این تمرین برای این است که کمکتان کند بفهمید اوضاع از چه قرار است. دلیل اهمیت آن این است که خیلی وقت‌ها ما بعضی چیزها را برای خودمان خیلی مهم می‌کنیم ولی در حقیقت اصلاً موضوع خاصی نیستند.

بعنوان مثال، ممکن است میزان زیادی انرژی منفی روی خواهرتان صرف کنید چون عادت کرده است بدون اینکه از قبل خبر دهد، بچه‌هایش را پیش شما بیاورد تا از آنها مراقبت کنید. موضوع اصلی خواهرتان نیست، موضوع این است که احساس می‌کنید به شما احترام گذاشته نشده و به اشتباه باور دارد که چون خواهر او هستید نمی‌توانید به او «نه» بگویید. خوب خبر خوب این است که، شما کاملاً حق دارید که برای خانواده‌تان هم مرز تعیین کنید.

مرزهایتان را مشخص کنید

اگر قبلاً تجربه‌ای در این زمینه نداشته‌اید، توصیه ما این است که از کم شروع کنید. اگر یک موضوع است که عصبانی‌تان می‌کند، بهتر است روی رفتار یا موقعیتی تمرکز کنید که چندان خطرساز و تهدیدآمیز نباشد تا بتوانید فرآیند تعیین کردن نیازها و بیان آنها را به راحتی انجام دهید.

اشتباهی که خیلی‌ها وقتی می‌خواهند برای خود مرز تعیین کنند مرتکب می‌شوند این است که از سر خستگی و خشم اینکار را شروع می‌کنند. با این روش مطمئناً با شکست یا مشاجره مواجه خواهند شد.

ایجاد مرزهای قوی و باثبات به رفتار خودتان بستگی دارد، بنابراین بهتر است با محبت برای دیگران و همچنین خودتان آن را انجام دهید.

بااستفاده از دفترچه‌تان، مرزها و همچنین رفتارهایی که برایتان قابل‌قبول است و رفتارهایی که قابل‌قبول نیست را توصیف کنید. به عبارت دیگر، اینجا دقیقاً همانجایی است که تصمیم می‌گیرد خطرهای مرزی‌تان را بکشید.

بیان مرزهایتان

وقتی زمان اجرای مرزهای جدیدتان می‌شود، اجازه بدهید تجربه و سطح راحتی‌تان هدایتتان کند. یک راه برای انجام این کار این است که از سناریوی معمول رفتار غیرقابل‌قبول استفاده کنید.

به مثال خواهرتان برمی‌گردیم. ازآنجاکه در گذشته آن رفتار را به رفتاری راحت تبدیل کرده‌اید، شاید ایده خوبی نباشد که یکدفعه در خانه‌تان را به روی او ببندید.

کاری که می‌توانید بکنید این است که بچه‌ها را قبول کرده بعد از او بخواهید که قبل از اینکه برود، چند دقیقه با او حرف بزنید. بعد برایش توضیح دهید که چقدر همیشه از دیدن او و فرزندانش لذت می‌برید (حتی اگر نمی‌برید، لبخند بزنید و تحمل کنید) ولی واقعاً دوست دارید اگر لازم باشد که از فرزندانش مراقبت کنید، از قبل به شما اطلاع داده شود.

از زبان خودتان استفاده کنید، مهربان باشید ولی احساس نکنید که لازم است خودتان را برای او توضیح دهید یا عذرخواهی کنید.

بعضی‌ها کاری می‌کنند که احساس عذاب‌وجدان کنید تا اینکه بتوانند به چیزی که می‌خواهند دست پیدا کنند. ولی اگر به خودتان ایمان داشته باشید و باور داشته باشید که کار درستی انجام می‌دهید، خواهید دید که مشکل خودشان است، نه مشکل شما.

بر عذاب‌ وجدانتان غلبه کنید

آماده باشید. باید آماده باشید که انتخاب‌های سختی برای تغییر سبک‌زندگی‌تان بگیرید و عذاب‌وجدان متداول‌ترین مانعی است که وقتی می‌خواهید از خودتان محافظت کنید گرفتارش می‌شوید. فقط باید به خودتان یادآور شوید که اصلاً چرا این مرزها را برای خودتان مشخص کردید.

البته ممکن است اطرافیانتان هم به حالت دفاعی بروند که البته به عذاب‌وجدان شما اضافه خواهد کرد. ولی اکثر افراد به مرور زمان به این مرزهای جدید شما عادت خواهند کرد ولی بعضی ممکن است با آن کنار نیایند. هیچ اشکالی ندارد چون مطمئناً نمی‌خواهید کسانی که ارزش‌ها و احترام نفس شما را رعایت نمی‌کنند در زندگی‌تان جایی داشته باشند.

به خودتان ایمان و باور داشته باشید

هیچکس بهتر از خودتان نمی‌داند که به چه چیزهایی نیاز دارید و به چه چیزهایی ارزش می‌گذارید. اجازه ندهید کسی این تصمیمات را برای شما بگیرد.

مرزهای سالم به شما این امکان را می‌دهد که به توانایی‌ها و فردیت خودتان و دیگران احترام بگذارید. محدوده‌های مشخص و قاطع برای خودتان مشخص کنید تا دیگران به آن احترام گذاشته و هر کاری که از دستشان برمی‌آید برای رعایت آن انجام دهند.

صبور باشید

قبول کنید که این تغییر یک شبه اتفاق نمی‌افتد. جدا کردن خود از احساسات و باورهایی که باعث می‌شد مرزهای ضعیف را قبول کنید، نیاز به صبر و تمرین دارد.

خوشبختانه وقتی مرزهای شخصی‌ را برای خودتان مشخص رده و آنها را اجرا کرید، احساس قدرت و اعتماد به نفس بیشتری خواهید کرد چون با این روش ارزش خودتان را به همه نشان می‌دهید. هرچه برای متعهد شدن به مرزهای شخصی‌تان بیشتر تلاش کنید، عشق، احترام و حمایت بیشتری در زندگی‌تان پیدا خواهید کرد.

دانلود اهنگ محسن ابراهیم زاده دنیا مال منه

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. انتشار گردید.

دانلود اهنگ محسن ابراهیم زاده دنیا مال منه

در این پست می توانید آهنگ محسن ابراهیم زاده دنیا مال منه را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود اهنگ محسن ابراهیم زاده دنیا مال منه

Download New Song By Mohsen EbrahimZade Called Donya Male Mane

خواننده نام آهنگ تنظیم دسته بندی
محسن ابراهیم زاده دنیا مال منه مصطفی مومنی مولودی عاشقانه

 

دانلود اهنگ محسن ابراهیم زاده دنیا مال منه

دانلود اهنگ محسن ابراهیم زاده بارون

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. انتشار گردید.

دانلود اهنگ محسن ابراهیم زاده بارون

در این پست می توانید آهنگ محسن ابراهیم زاده بارون را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود اهنگ محسن ابراهیم زاده بارون

Download New Song By Mohsen EbrahimZade Called Baroon

خواننده نام آهنگ تنظیم کننده دسته بندی
محسن ابراهیم زاده انفرادی مصطفی مومنی ترانه غمگین

 

دانلود اهنگ محسن ابراهیم زاده بارون